«تمام رخ»؛ روایتگر دوری از خانواده و خطر خیانت به وطن

یک قول مشهور هست که می گوید:«اگر می خواهی کسی را به انجام کاری متقاعد کنی، باید قوه علاقه او را نشانه رَوی، نه قوه عاقله ی او را .» در آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی ایرانی و خارجی بارها مصداق این جمله به چشم آمده است. در سریال های امنیتی نیز عموما یک جاسوس مونث وجود دارد که با نقشه ای از پیش تعیین شده طعمه خود را شکار می کند و در عالم سیاست به آن «پرستو» گفته می شود. طعمه وقتی به خود می آید که به دام افتاده است و پس از آن زندگی فردی و اجتماعی و نیز موقعیت حرفه ای خود را از دست رفته می بیند. پرستوها چطور نقشه خود را عملی می کنند؟

هر انسان بالغ به یک اندازه ای عاقل هم هست و قطعا علائق فراوانی نیز دارد. پیمان مهبد (بهزاد خداویسی) در سریال «تمام رخ»، هم عاقل است و هم علاقمند! اما برژیت (اسویت لانا سوپیلنیاک) روی علائق او متمرکز می شود. ابتدا از تضادهای مهبد با خانواده اش پُلی می سازد تا با او رابطه بزند. سپس وارد حوزه علاقه مندی های او می شود و نهایتا عقلِ او را از کار می اندازد تا مهبد را به جاسوس تبدیل کند. غافل از اینکه خود سال هاست قربانی همین روش های پیچیده مهندسی اجتماعی شده و فقط در تصوراتش غوطه ور است.

در تلویزیون سریال های متعددی برای یادآوری جایگاه نهاد خانواده ساخته شده که برخی موفق بودند و برخی نه.در «تمام رخ» نیز اهمیت خانواده را یادآور می شود و تصویری درست از نقش آن به مخاطب نشان می دهد. این سریال پیوندی خوب میان مسائل خانوادگی با موضوعات کلان زده است و استفاده ای بهینه از ماجرایی  عاطفی و جاسوسی برای بیان منظور اصلی اش  بهره برده است.

در بسیاری از فیلم ها و سریال های وطنی و خارجی دیالوگی به گوش می خورد که «خانواده همه چیز است.» این دیالوگ بر عنصر همدلی و مساله «پشت هم بودن» تاکید می کند اما لایه عمیق تر آن همانی است که اشاره شد: قدرت خانواده برای نگه داشتن آدم ها در مسیر درست. طبیعتا این آرمان وقتی بدست می آید که خانواده ها بتوانند تضادها را بر طرف کنند تا اعضای آن مستمسک دیگران برای انحراف از مسیر نشوند. این قاعده نه فقط شامل نخبه های جامعه است (مثل پیمان که مورد توجه سرویس های بیگانه قرار گرفت) بلکه هر کس در هر طبقه اجتماعی را دربرمی گیرد. گاه به دام سرویس های جاسوسی می افتند و گاه گرفتار معضلات اجتماعی. یکی از رسالت های تلویزیونی آگاهی رسانی در این زمینه است که «تمام رخ» نمونه ای موفق از پرداخت متفاوت به سوژه ای بنیادین محسوب می شود.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سریال تلویزیونی «تمام رخ» جدیدترین اثری است که بر اساس قواعد امنیتی ساخته شده. این سریال به کارگردانی محمود معظمی و تهیه کنندگی ابوالفضل صفری نگاهی خاص به خانواده هم دارد و اثرات تضاد در این نهاد مهم را دراماتیزه کرده است.

هیچکس جاسوس، تروریست و یا خائن به دنیا نمی آید. این تغییرات است که فردِ عادی را به غیرعادی تبدیل می کند و هیچکس در مقابل تغییرات هم مصونیت ندارد و این رسانه ها هستند که با اطلاع رسانی صحیح می توانند مسیرِ تغییرهای مثبت را باز و در مسیر تغییرات منفی انسداد ایجاد کنند. البته تغییر ، نیازمند زمان و گذراندن پروسه ای است که اگر راهبری وجود داشته باشد به آن سرعت می بخشد. پیمان و برژیت هر دو قربانی تغییراتی هستند که به رهبری موساد به سرانجام رسیده؛ قربانیانی که یا دیر به این باور می رسند که متاثر از دیگران بوده اند و یا اساسا هیچگاه به نقطه فهم نخواهند رسید.

خانواده همه چیز است؛ پس آن را جدی بگیر!

انتهای پیام/


منبع: https://ana.press/fa/news/828978/%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%AE-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B7%D9%86

درس روشن «تمام رخ» تاکیدی است بر این که تضادهای خانوادگی می تواند عواقب وخیمی داشته باشد و منجر به فروپاشی فردی، اجتماعی و خانوادگی بشود. در مقابل ، همکار پیمان یعنی منصور با بازی رحیم نوروزی وقتی در موقعیتی مشابه قرار می گیرد، سربلند بیرون می آید. او رابطه ای درست با همسر دارد و نمی خواهد به هر قیمتی به خارج از کشور مهاجرت کند. منصور نمونه خوبی از یک شخصیت با اصالت است که به خاطر برخوداری از رابطه خوب با همسر، زندگی اش به اضمحال کشیده نمی شود و فریب جاسوس خوش خط و خال و پیشنهادهای وسوسه برانگیر را نمی خورد.

سریال« تمام رخ» پیوندی بین مسائل خانوادگی با موضوعات کلان رقم زده است و استفاده‌ای بهینه از ماجرایی عاطفی برای بیان منظور اصلی اش برده است.

در «تمام رخ» پیش از آن که قصه امنیتی روایت شود، شرایط زندگی اجتماعی و خانوادگی پیمان مهبد پیش روی مخاطب قرار می گیرد. او دکتری داروساز است که طبقه اجتماعی خود را وا می نهد و برای آن که یک شبه ره صد ساله را بپیماید، با زنی متمول به نام فریبا (نگین صدق گویا) ازدواج می کند. اولین تضاد خانوادگی – اجتماعی در همین نقطه شکل می گیرد؛ جایی که فریبا همسرش را از طبقه خود نمی داند و تلاش ها برای همگن سازی، راه به جایی نمی برد. پیمان هم سرخورده است و هم سودای رسیدن به زندگی باشکوه تر دارد. بنابراین زمینه فریب خوردن او فراهم است و برژیت فرانسوی با ظاهری اغواگر سراغش می آید. پیمان هم ناخواسته به دام سرویس های جاسوسی می افتد و اطلاعات دارویی کشور را در اختیار آن ها قرار می دهد.