«زیرخاکی۴»؛ خرده روایت‌هایی خلاق از دهه ۶۰

فضای تصویری، دکور، لباس و جزییات باید با توجه به آن دهه طراحی و اجرا شود که در اکثر مواقع شاهد ایرادات هستیم که مخاطب را باز هم به زمان حال سوق می‌دهد. طراحی صحنه و طراحی لباس در این سریال با حساسیت و جزئیات اعمال شده است چنان که حتی برای لحظه‌ای مخاطب از فضای آن برهه خارج نمی‌شود.

نمایش تجهیزات نظامی و کشتی‌ها و قدرت نظامی در میانه سریال به واسطه سفر فریبرز یکی از بخش‌های جذاب و دیدنی سریال بود. ایده به نمایش گذاشتن توانمند‌های نظامی و .. در سریال‌ها یکی از خلاقیت‌هایی که تماشاگران را با دانش و تجهیزات ساخت ایران آشنا می‌کند.

جلیل سامان برای آنکه زیرخاکی به پخش برسد ضبط و تدوین همزمان را پیش گرفت و صرفا برای رسیدن به کنداکتور عید و ماه رمضان ساختار خود را از دست نداده است. فیلمنامه و ایده‌های زیرخاکی۴ حساب شده است. شخصیت‌ها هرکدام شناسنامه دارند و در حد تیپ‌های دهه شصت باقی نمانده‌اند.

شخصیت و کاراکتر فریبرز در فصل دوم و سوم رو به یکنواختی می‌رفت، اما اینبار جلیل سامان در قامت نویسنده و کارگردان باری دیگر این کاراکتر را خلق و جانی دوباره دارد که با بازی پژمان جمشیدی تکمیل شد. زندگی ساده و بی‌تکلف پری و فریبرز و نوع تربیت کاوه بازسازی سبک زندگی دهه۶۰ است به گونه‌ای که ما برای لحظاتی سفری به زمان‌های گذشته می‌کنیم و خاطرات دوران کودکی مرور می‌شود.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو- زهرا قربانی رضوان؛ مخاطب با روایت زندگی در دهه۶۰ با محوریت خانه و خانواده و چالش‌هایی که برای شخصیت اصلی سریال یعنی فریبرز که در بحبوحه جنگ تحمیلی اتفاق می‌افتد روبه‌رو است. در فصل چهارم شاهد ادامه سریال در همان حال و هوای فضای دهه۶۰ هستیم. این بار فریبرز به دنبال گنج گمشده خود است و علاقه به بازیگری دارد و در این حین با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شود.

ظرافت‌های تصویری در کنار خرده روایت‌ها قرار میگیرد. نمایش عشق فریبرز و پری و فرزند آن‌ها کاوه، خود موقعیت‌های خلاقه‌ای می‌سازد. حضور در روستا، قرار گرفتن فریبرز در کنار مجاهدین خلق به واسطه علاقه او به بازیگری و سفر با کشتی از الگو و موقعیت‌هایی است که کنار هم قرار می‌گیرند تا مخاطب در این فضا، هم می‌خندد و هم از شخصیت و کار‌های فریبرز کلافه می‌شود.

روایت‌های دهه۶۰ و فضای این دهه اکنون بیشتر از قبل مورد توجه سازندگان و تهیه کنندگان سینما و تلویزیون است. در سینما آثاری که بیشترین فروش گیشه را به خود اختصاص داده‌اند در برهه دهه۶۰ داستان خود را روایت می‌کنند. پتانسیل و جذابیت زندگی و حال و هوای این دهه برای پرداخت دراماتیک بیشتر است و مورد استقبال مخاطب قرار می‌گیرد.

زیرخاکی با گذشت ۴فصل ثابت کرد که می‌توان با حفظ کیفیت اولیه، خرده روایت‌هایی جدیدی را خلق کرد و شخصیت‌ها بی‌آنکه رو به تکرار بروند داستانی دیگر روایت کرد.


منبع: https://snn.ir/fa/news/1138634/%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D8%A7%DA%A9%DB%8C%DB%B4-%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%87%D9%87-%DB%B6%DB%B0

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های زیرخاکی ریتم و اتمسفر سریال است که با گذشت سه فصل از آن شاهد حفظ و تقویت آن بودیم. گا‌ها در سریال‌ها چنان دچار تحول هستیم که خاطره خوش فصل‌های اول به سبب کاهش کیفیت فصل‌های بعدی از بین می‌رود، اما زیرخاکی از نمونه‌های موفقی است که توانسته فضای روایت خالص خود را پس از سال‌ها نگه دارد اگر چه لحظاتی که از مخاطب خنده می‌گیرد تکراری است و یا برداشتی از فصل‌های گذشته است.