محمد(ص) واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

سایه ابر پی توست دلش را مشکن

 

تو آمدی و به یمن نگاه تازه تو

چراغ معجزه‌ات گرچه تا ابد روشن

لطیفه‌ای که خدا پشت پرده پنهان داشت

دست توسل همگان بر عبای تو

به پیشواز تو هر ماسه، قطره‌ای روشن

تا مبارک شود ایام برای همه عالم

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده

تو آسمان مکه‌ای و ماه تو علی ست

نقشی از جود کشد با حَسَنش برهمه عالم

جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

احمد شدی، کتاب شدی مصطفی شدی

فکر کن فلسفه خلقت عالم تنها

تمام بادیه مجنون بوی لیلا شد

از این به بعد مُلک و مکان زیر پای تو

امشب فرشته‌ها همه پرواز می‌کنند

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته

خواست درقالب قرآن کلماتی بفرستد

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد

خطوط مبهم و مخدوش عشق خوانا شد

شاعران ما از گذشته تاکنون همواره این جلوه مکتب اسلام را در کلام و سرایش خود بکار بسته‌اند و اشعاری بر زبان رانده‌اند تا ابراز ارادتی به رسول خدا(ص) نشان دهند.

ز امان نامه ابروش براتی بفرستد

ظرف و مظروف هم اندازه یکدیگر نیست

زنده در گور غزل‌های فراوان باشد

تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

آخر چه قدر قوم پسر دار می‌شوند

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

مکه گرفته بوی خدا از دعای تو

ایمان می‌آورند به یا ربّنای تو

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی

این مرده‌های روی زمین را تکان بده

با حسینش زفَلَک، فُلک نجاتی بفرستد

نمی‌رویید در چشمی به‌جز تردید و وهم و شک

 

دختر به دست دامن این مادران بده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد

 

نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

زمان چون کودکی در کوچه‌های خواب حیران بود

یقین، تنها سرابی در شکارستان شیطان بود

افشین علاء

بهر ادراک خود، ازخویش صفاتی بفرستد

حمیدرضا برقعی

به در خانه اندیشه زکاتی بفرستد

با علی بن ابیطالبِ او سوی خلایق

شکفت نام محمد (ص)، وزید آیه مهر

سرو موزون حرکات وسکناتی بفرستد

به یمن نام بهارآور توای خورشید

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز

و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

پس لطف کن خودت درِ گوشم اذان بده

خواست بعداز شب معراج زپیدایش زهرا

هر که ادلّه خواست علی را نشان بده

تنها دلیل روشنیِ راه تو علی ست

تا خرد‌تر کند ازعشق، سر خامه خود را

پایین بیا ز کوه دخیلی بیاورند

ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد

گره ز کار فروبستة زمین وا شد

به گزارش خبرنگار دین و آیین خبرگزاری آنا، بعثت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) روز برافراشته شدن پرچم رسالتی است که خصوصیات آن برای بشریت، ممتاز و بی‌نظیر است. پیام مهم بعثت، گذر از همه رنج‌ها و قدم به‌سوی ارزش‌های اسلامی و قرآنی است. بعثت در فرهنگ قرآنی به معنای عامل رساندن بشر به تکامل است.

قرآن برای توست، علی هم برای تو

قرآن بخوان و راه خدا را نشان بده

رفتی آنسوتر از اندیشه و در را بستی

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد

چه نیازی‌ست به اعجاز، نگاهت کافی ست

خواست با نام محمد برکاتی بفرستد

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید

شب از کرانه هستی گذشت و فردا شد

توحید را نشان زمین و زمان بده

قرآن بخوان بگو که خدا واحد است و بس

همه‌ عالم هستی صلواتی بفرستد

خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم

جهان در اضطراب و ترس، در آغوش هذیان بود

جز با صدای عشق مسلمان نمی‌شوم

زمین گهواره کابوس‌های تلخ انسان بود

پرواز با دو بال میسر شود، بلی

از این به بعد چشم تمام قنوت‌ها

جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر

شبی رؤیای دور آسمان در هیبت مردی

خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد

پس از شناخت پیامبر خدا(ص)، مهم‌‏ترین مسئله در زمینه معرفت، آشنایی با فلسفه مبعث ایشان است. تنها تفاوت فلسفه خاتم‌الانبیا با دیگر پیغمبران الهی این است که حضرت محمد(ص) برنامه پیامبران گذشته را تکمیل کردند و نبوت به ایشان ختم می‌شود.مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است؛ جشنی که تصویر و شکوهش نیز همواره در هنر اهالی ذوش‌ذوق شعری و ادبیات ما نمودی وافر دارد.

چتر بردار که این رایحه باران دارد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست

با تو رقم زدند مسلمانی مرا

مصطفی محدثی خراسانی:

اندازه شعور پرم آسمان بده

از این به بعد شمس و قمر روی دست تو

انتهای پیام/


منبع: https://ana.press/fa/news/832527/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B5-%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF

سید ضیاءالدین شفیعی

خواست برصفحه اعجاز دواتی بفرستد

خواست از گنج خرد با نفس جعفرصادق

تا شود شیوه رفتار بشر، معتدل ازاو

به پیشواز تو آن خاک تشنه دریا شد

مبعث عید زیبای رسالت و نبوت پیامبر خاتم و نبی مکرم حضرت محمد مصطفی(ص) است.عیدی به بلندای معرفت و از سویدای دل عشاق معنویت که بر چهره جانفزای محمد(ص) درخشیدن گرفت.

همه جان جهان بود و خدا خواست برایش

به‌رغم فتنه‌های پیش‌رو در خاک مهمان بود

 

امشب قلم زدند پریشانی مرا

مبعث، عید عروج است. عید شکوه عبودیت و طلوع رستگاری.مبعث عید انسانیت است و خدایی شدن. عید برکشیدن افق بشریت در آستان جانان.

قرآن بخوان و بال مرا از قفس بگیر

چشم تو فاتح اقلیم نمی‌دانم شد

سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

پیچیده در زمانِ همیشه صدای تو

تا ببینیم در آئینه او حسن خدا را

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت

خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی

حالا تمام دار و ندار خدا شدی

محمد واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

پی احیای جمادات، نباتی بفرستد

رسیدی و پروبال فرشته‌ها وا شد

دریغ، آدم سرگشته بی‌تو تنها شد

قیام کردی و در قامتت تماشا شد

تا که از تیربلا دور بمانیم به محشر

نتواند که بخواند نتواند بنویسد.

مگذار این همه خورشید هراسان باشد

در روز خجسته بعثت پیامبر مکرم اسلام(ص) برخی از این اشعار در ادامه آورده می‌شود:

تا به حیرانی ما صبر و ثباتی بفرستد

نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد

به سراپرده عفت نفحاتی بفرستد

از تحیر دهن غار حرا وا مانده

اطراف آستانه غار حرای تو

قرآن بخوان و با نفس آسمانی ات

تا بیابیم یقین، برلب پیغمبر اُمّی

علی اکبر لطیفیان:

زادگاهش برهوت عربستان باشد

ولی از فضل خود اورا درجاتی بفرستد