“آتش زده باز دست دشمن بر باغ”

ولی الله کلامی زنجانی، شاعر آئینی و مداح اهل‌بیت (ع) هم در محفل شعر «حریم» شعری با موضوع اغتشاشات اخیر و حمله تروریستی داعش به حرم مطهر شاهچراغ (ع) تقدیم کرد، متن این شعر به‌شرح زیر است:

نخواست گم شده،، چون قبر مادرش باشی

این مراسم با حضور شاعرانی همچون علی انسانی، یوسفعلی میرشکاک، ولی‌الله کلامی زنجانی، ناصر فیض، علی‌محمد مؤدب، علی داودی، احمد بابایی، مرتضی حیدری آل‌کثیر، محمود حبیبی کسبی، قاسم صرافان، میلاد عرفان‌پور، مجید لشگری، سورنا جوکار، رضا قاسمی، محمدمهدی خان‌محمدی، مهدی جهاندار، محمدحسن جمشیدی، حسن خسروی وقار، هادی ملک‌پور، مجتبی خرسندی، محسن ناصری، حسین خزایی، الهام صفالو، سیده فرشته حسینی و سمانه خلف‌زاده و جمعی از علاقه‌مندان برگزار شد.

بر روی تخت وقتی از ما سؤال کردند

ما رود رود رفتیم ما آبشار بودیم

با این خبری که آمد از شاهچراغ

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد

آرتین خوش‌آمدی، ما چشم‌انتظار بودیم.

لشگری در ادامه در وصف این خاطره آن را «سه شهید در یک قاب» نام گذاشت و سپس شعری را به حضرت علی (ع) و محبان ایشان تقدیم کرد.

بهتر شده‌ست دستت؟ ما بی‌قرار بودیم

دوباره آینه‌ای در برابرش باشی

بیش از 20 شاعر آیینی در محفل شعر «حریم» اشعار خود را تقدیم کردند که شعرخوانی استاد یوسفعلی میرشکاک و شعرخوانی و نوای مداحی حاج علی انسانی حسن ختام این محفل شعر بود.


منبع: https://snn.ir/fa/news/1041609/%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%BA

آن شب قطاری از نور سوی بهشت می‌رفت

آرتین! گلم! از امشب تو مرد خانه هستی

گواه رنج نفس‌های آخرش باشی

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

نشد رسولِ سلام پیمبرش باشی

خدا، تو را به دل تشنۀ زمین بخشید

گوش عموم خلق به زنگ رسانه‌هاست

 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، گرامی‌داشت شهدای حادثه تروریستی حرم شاهچراغ به‌همت مرکز آفرینش‌های ادبی و با حضور شاعران پیشکسوت و جوان آیینی همزمان با سالروز وفات حضرت معصومه (س) برگزار شد؛ محفلی که حال‌وهوای خاصی داشت، چرا که شاعران آیینی با دست پر و در شرایطی با همدیگر دیدار می‌کردند که این روز‌ها نقش مهمی در جنگ نرم فرهنگی ایفا می‌کنند.

آتش زده باز دست دشمن بر باغ

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

آرتین! برای ایران، سردار دیگری باش

محکم بمان عزیزم! ما استوار بودیم

که تا همیشه، تو یاس معطرش باشی

به تو چقدر می‌آید، که خواهرش باشی

دیدیم بغض کردی، ما آن کنار بودیم

شعرای بسیاری در این محفل شعر‌های خود را با موضوعات حضرت معصومه (س)، حادثه تروریستی در حرم شاهچراغ (ع) و اغتشاشات ماه گذشته و روز‌های اخیر تقدیم کردند. قاسم صرافان یکی از این شعرا بود که شعری در مورد حضرت معصومه (س) تقدیم کرد، متن این شعر چنین است:

که تا بهار بیاید، تو کوثرش باشی

بیتی سرود حافظ شیرین‌کلام ما

آرتین! خوش‌آمدی! ما چشم‌انتظار بودیم

مدینه، شهر غریبی برای فاطمه هاست

سیده فرشته حسینی، از شاعران جوان آیینی هم که برادرش از شهدای فرماندهی انتظامی کشور است با حضور در این محفل شعری در مورد حادثه تروریستی حرم شاه‌چراغ تقدیم کرد، بخشی از متن این شعر چنین است:‌ای دل تو چگونه نشکنی با این داغ؟

لشگری در ادامه با بیان خاطره‌ای از دیدار شهید شهرکی با سردار شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: محب‌علی فارسی از فرماندهان گردان لشکر 41 ثارالله پس از سال‌ها مجروحیت به شهادت می‌رسد و حاج قاسم برای ادای احترام خود را به مزار شهدای زاهدان رساند. شهید شهرکی در این حضور حاج قاسم دیداری با ایشان داشت و عکسی سلفی گرفت که در قاب آن علاوه بر خود، حاج قاسم و شهید حمیدرضا هاشمی حضور داشتند. حمیدرضا هاشمی هم چند هفته پیش به شهادت رسید.

به قم رسیدی و گم کرد دست و پایش را

نه این‌که پر بکشی و به شهر او نرسی

هُش‌دار‌ای جوان نشوی منحرف ز راه

فتنه، مطاع شهر فرنگ رسانه‌هاست.

کرامتت، همه را یاد او می‌اندازد

قرار بود بیایی کبوترش باشی

یادت می‌آید آرتین؟ در آن حرم در آن شب

پای قرار هستیم، پای قرار بودیم

که زخم دگر به زخممان افزودند

نخواست باز امامی، کنار خواهر خود…

چون تلخ شد ز قصه شیراز کام ما

که تا طلوع قیامت، شفاعت از تو رسد

میلاد عرفان‌پور، مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری، نیز که همواره یکی از پیشروان جنگ روایت‌ها در رشته شعر و ترانه است هم در این جمع شعری با موضوع «آرتین» تقدیم کرد. این سروده عرفان‌پور برای آرتین سرایداران که خانواده‌اش را در حمله تروریستی حرم مطهر شاهچراغ از دست داده است، از زبان پدر، مادر و برادرش با او حال و احوال می‌کند، متن این شعر چنین است:

مثل ستاره‌های دنباله‌دار بودیم

ما را تو خوب دیدی، در آن قطار بودیم

همبازی‌است و همراه، ما ماندگار بودیم

چو دید، آمده‌ای سایۀ سرش باشی

ما نیز گریه‌های بی‌اختیار بودیم

که تا رسیدن محشر، تو محشرش باشی…

میان راه، پرستوی پرپرش باشی

آرشام، در بهشت است، اما هنوز با تو

ما را خدا صدا کرد رفتیم سمت دریا

آرتین! ببین برایت باران شده‌ست ایران

ما عاشقانه یک‌عمر با این دیار بودیم

امروز جنگ منطقه، جنگ رسانه‌هاست

رسول گفت: که در طوس، پارۀ تن اوست

آرتین! بگو به خواهر، در جشن ازدواجش

بهتر شده است دستت؟ بهتر شده است حالت؟

نخواست زینبِ یک شام دیگرش باشی

مجید لشگری، از دیگر شاعران آیینی هم در این نشست به شعرخوانی پرداخت. وی در سخنانی پیش از تقدیم شعر خود به حوادث روز‌های اخیر در زاهدان پرداخت و گفت: شهید سجاد شهرکی امام جماعت مسجد «مولای متقیان» زاهدان از دوستانم بود که روز‌های گذشته بر اثر حمله‌ای تروریستی به شهادت رسید.

خدا نخواست، تو هم با جوادِ او، آن شب